بسمه تعالی

مختصری از زندگینامه مولی الموحدین امیرالمومنین حضرت علی بن ابیطالب(علیه السلام)

بمناسبت شهادت آنحضرت

نام مبارک: على علیه‏السلام.       لقب: امیرالمؤمنین علیه‏السلام.          نام پدر: عمران معروف به ابى‏طالب.

نام مادر: فاطمه بنت اسد علیهاالسلام.        تاریخ ولادت: روز جمعه 13 رجب 30 سال بعد از عام‏الفیل.

محل ولادت: مکه در خانه کعبه متولد شد.     مدت امامت: 30 سال.      تاریخ شهادت: 21 رمضان.      سال شهادت: 41 هجرت.

سبب شهادت: ابن‏ملجم مرادى به تحریک قطام.     مدت عمر مبارک: 63 سال.      محل شهادت: مسجد کوفه.

محل دفن: نجف اشرف.               تعداد فرزندان: 12 پسر و 16 دختر.

     او اوّلین خلیفه منصوب رسول خدا صلى‏الله‏علیه‏و‏آله ‏وسلم، رهبر شیعه و پدر یازده امام است.در روز جمعه 13 رجب، 30 سال بعد از عام‏الفیل در میان کعبه متولّد شد. مادرش فاطمه بنت‏اسد و پدرش عمران معروف به ابى‏طالب بود. و در اکثر جنگهاىِ زمان حیات رسول خدا صلى‏الله‏علیه‏و‏آله ‏وسلم شرکت داشت، بعد از وفات رسول‏اللّه صلى‏الله‏علیه‏و‏آله ‏وسلمنیز سه جنگ با مخالفین داشت: 1 ـ جمل با ناکثین.2 ـ صفین با مارقین.3 ـ نهروان با قاسطین.

آن حضرت در حجة الوداع رسماً به عنوان امام و خلیفه پیامبر منصوب گردید، امّا بعد از پیامبر، با مکر و حیله عدّه‏اى، مردم به سمت افراد دیگرى رفتند و سرانجام بعد از قتل خلیفه سوم، با امام بیعت کردند و حضرت در سال 35 هجرى با اصرار مردم خلافت و حکومت را قبول کرد.

آن حضرت در اجراى حق و عدالت رنجها کشیده و در حمایت از مظلومان و محرومان و مبارزه با ظالمان و چپاولگران قاطع و سخت‏گیر بود.

آن حضرت در سال 40 پس از هجرت در شب 19 ماه مبارک رمضان و در محراب کوفه به وسیله شخصى پلید به نام عبدالرّحمن ابن ملجم مرادى با همفکرى زنى بنام قطامه با ضربت شمشیر مسموم گردید و در آن لحظه فرمود: فُزت و رب الکعبة. و بعد از دو روز در شب 21 رمضان به شهادت نایل آمد و در نجف اشرف دفن گردید. مدفن مبارکش تا زمان هارون الرّشید مخفى بود.

اخلاصِ امیرالمؤمنینعلیه‏السلام

وَ یُطعِمُونَ الطعَامَ عَلى حُبِّهِ مِسکِیناً وَ یَتِیماً وَ أَسِیراً* إِنمَا نُطعِمُکمْ لِوَجْهِ اللَّهِ لا نُرِیدُ مِنکمْ جَزَاءً وَ لا شکُوراً*؛ و غذاى (خود) را با اینکه به آن علاقه (و نیاز) دارند، به مسکین و یتیم و اسیر مى‏دهند!* (و مى‏گویند:) ما شما را بخاطر خدا اطعام مى‏کنیم، و هیچ پاداش و سپاسى از شما نمى‏خواهیم!

امام علىعلیه‏السلامنشانه امّت

پیامبر صلى‏الله‏علیه‏و‏آله : یاعلى! أنتَ العَلَمُ لِهذهِ الاُمَّةِ مَن اَحَبَّکَ فازَ و مَن أبغَضَکَ هَلَکَ؛ اى على! تو نشان هدایت این امّتى ؛ هر که تو را دوست بدارد، رستگار شودو هر که تو را دشمن بدارد، به هلاک افتد.

پیشگامى امام علىعلیه‏السلام

امام حسن علیه‏السلام: لَقَد فارَقَکُم رَجُلٌ بِالامسِ لم یَسبِقهُ الاوّلونَ و لایُدرِکُهُ الاخِرونَ دیروز مردى شما را ترک کرد که پیشینیان بر او پیشى نگرفتند و پسینیان به او نمى‏رسند.

پیروى از امام علىعلیه‏السلام

پیامبر صلى‏الله‏علیه‏و‏آله : ولایَةُ عَلِىِّ بنِ أبى طالِبٍ وِلایَةُ اللّه‏ِ و حُبُّهُ عِبادَةُ اللّه‏ِ وَ اتِّباعُهُ فَریضةٌ مِنَ اللّه‏ِ؛ ولایت على بن ابى طالب ولایت خدا، و محبّت او عبادت خدا و پیروى از او فریضه‏اى از جانب خدا است.

سعادت حب امام علىعلیه‏السلام

پیامبر صلى‏الله‏علیه‏و‏آله : إنَّ السَّعیدَ کُلَّ السَّعیدِ حَقَّ السَّعیدِ مَن اَحَبَّ علیَّاً فى حَیاتِهِ و بَعدَ مَوتِهِ؛ سعادتمند حقیقى کسى است که على را در حیات او و پس از رحلتش دوست بدارد.

 

 

نقشِ امام علىعلیه‏السلامدر احیاى دین

پیامبر صلى‏الله‏علیه‏و‏آله : یا عَلِىُّ لَولا أنتَ و شیعَتُکَ ما قامَ لِلّهِ دِینٌ؛ اى على! اگر تو و شیعیانت نبودید، دینى براى خدا پا بر جا نمى‏ماند.

مظلومیّتِ علىعلیه‏السلام

فرزندِ علّامه امینى رحمه‏الله جناب حجة الاسلام دکتر محمّد هادى امینى مى‏فرمود: در آخرین روزهاىِ عمر پدرم از ایشان سؤال کردند که شما چه آرزویى به دل دارید؟

ایشان در جواب فرمودند: من فقط یک آرزو در دنیا دارم، و آن این که خداوند به من یک عمرِ طولانى بدهد و من در این عمر از همه کنار گرفته و در گوشه بیابانى چادرى بزنم و آنجا ساکن شوم و تا آخرِ عمرم بر مظلومیّتِ على علیه‏السلام گریه کنم.

مظلومیّتِ حضرت علىعلیه‏السلام

على علیه‏السلام از دنیا رفت. او در شهرِ بزرگى مانندِ کوفه است. غیر از آن عدّه خوارج نهروانى، باقىِ مردم همه آرزو مى‏کنند که در تشییعِ جنازه على علیه‏السلام شرکت کنند، بر على علیه‏السلام بگریند و زارى کنند. شبِ بیست و یکم، مردم هنوز نمى‏دانند که بر على علیه‏السلام چه دارد مى‏گذرد وعلى علیه‏السلام بعد از نیمه شب از دنیا رفته است.

تا على علیه‏السلام از دنیا مى‏رود، فوراً همان شبانه، فرزندانِ على علیه‏السلام، امام حسن، امام حسین علیهماالسلام، محمّد بن حنفیه، جناب ابوالفضل العباس علیه‏السلام و عدّه‏اى از شیعیانِ خاص که شاید از شش هفت نفر تجاوز نمى‏کردند، مَحرمانه على علیه‏السلام را غسل دادند و کفن کردند و در نقطه‏اى که

ظاهراً خودِ على علیه‏السلام قبلاً معیّن فرموده بود ـ که همین مَدفنِ شریفِ آن حضرت است و طبقِ روایات، بعضى از انبیاىِ عِظام نیز در همین سرزمین مدفون هستند ـ در همان تاریکىِ شب دفن کردند و احدى نفهمید. بعد محلِّ قبر را مخفى کردند و به کسى نگفتند.

فردا مردم فهمیدند که دیشب على دفن شده است. محلِّ دفن على علیه‏السلام کجاست؟ گفتند: لازم نیست کسى بداند و حتّى بعضى نوشته‏اند که امام حسن علیه‏السلام صورتِ جنازه‏اى را تشکیل دادند و به مدینه فرستادند که مردم خیال کنند على علیه‏السلام را بردند تا در مدینه دفن کنند! چرا؟ به خاطرِ همین خوارج! براىِ این که اگر این‏ها مى‏دانستند على علیه‏السلام را کجا دفن کرده‏اند، به مَدفنِ على علیه‏السلامجسارت مى‏کردند، مى‏رفتند نبشِ قبر مى‏کردند و جنازه على علیه‏السلام را از قبرِ خودش بیرون مى‏کشیدند.

تا خوارج در دنیا بودند و حکومت مى‏کردند، غیر از فرزندانِ على علیه‏السلام و فرزندانِ فرزندانِ على، یعنى ائمّه اطهار رحمه‏الله کسى نمى‏دانست على علیه‏السلام کجا دفن شده است. امام صادق علیه‏السلام براىِ اوّلین بار محلِّ قبرِ على علیه‏السلام را آشکار فرمود.

همین صفوان معروفى که شما در زیارت عاشورا یک دعایى مى‏خوانید که در سندِ آن نام او آمده است، مى‏گوید: من خدمتِ امام صادق علیه‏السلام در کوفه بودم، ایشان ما را سرِ قبرِ على علیه‏السلام آورد و فرمود: (قبرِ على علیه‏السلام اینجاست و دستور داد ـ ظاهراً براىِ اوّلین بار ـ یک سایبانى براىِ قبرِ على علیه‏السلامتهیّه کنیم و از آن وقت قبرِ على علیه‏السلام آشکار شد.

پس این مشکلِ بزرگ براىِ على علیه‏السلام منحصر به زمانِ حیاتش نبود تا صد سال بعد از وفاتِ على علیه‏السلام، هم قبرِ على علیه‏السلام از ترسِ این‏ها مخفى بود.

امام المتقین امیرالمؤمنین(علیه السلام) در شب بیست و یکم ماه رمضان مقارن طلوع فجر به شهادت رسید، در حالى که از سن مبارک حضرتش 63 سال گذشته بود. در بیستم ماه رمضان اثرات سم در پاهاى مبارک امیرالمؤمنین(علیه السلام) ظاهر شد و پاهاى مبارک ورم کرد. در شب بیست و یکم اثر زهر بر بدن مبارک امیرالمؤمنین(علیه السلام) بسیار شد. حضرت فرزندان و اهل بیت خود را جمع کرد و با آنها وداع نمود و وصیت هاى خود را فرمود. در آن شب هر چه خوردنى و آشامیدنى آوردند تناول نفرمود، و لبهاى مبارکش به ذکر خدا حرکت مى کرد، و مانند مروارید عرق از پیشانى نازنینش مى ریخت و با دست مبارک خود آن را برطرف مى کرد.

به امام مجتبى(علیه السلام) فرمود: تو را به برادرت حسین(علیه السلام) وصیت مى کنم. به فرزندان دیگر که از فاطمه زهرا(علیها السلام) نبودند، فرمود: شما راوصیت مى کنم به اطاعت از حسن و حسین. سپس فرمودند: خداوند شما را صبر نیکو کرامت فرماید. امشب از میان شما مى روم و به حبیب خود محمد مصطفى(صلى الله علیه وآله) ملحق مى شوم چنانچه مرا وعده داده است. صداى گریه از اهل بیت بلند شد. آنگاه دستوراتى در مورد غسل، کفن، نماز و محل دفن به امام مجتبى(علیه السلام) فرمودند و با امام حسین(علیه السلام) و حضرت زینب(علیها السلام) کلماتى از کربلاء فرمودند.

بعد از وداع با همگان دست و پاى مبارک را به طرف قبله کشیدند و فرمودند: اشهد ان لا اله الا الله وحده لا شریک له و اشهد ان محمّداً عبده و رسوله، و چشمان مبارک را بستند و بهشت را به قدوم خویش مبارک فرمودند.

صداى شیون و گریه از خانه آن حضرت بلند شد. اهل کوفه که باخبر شدند، صداى شیون و ناله از تمامى شهر برخواست، مانند روزى که پیامبر(صلى الله علیه وآله) از دنیا رفتند. در آن شب آفاق آسمان متغیر گشت و زمین لرزید و صداى تسبیح و تقدیس فرشتگان از هوا شنیده شد.

سپس مشغول غسل آن حضرت شدند. بعد از غسل و کفن، امام حسن و امام حسین(علیهما السلام) پشت سر تابوت را همانطور که حضرت فرموده بودند برداشته، جلو تابوت خودش حرکت مى کرد، تا در مکانى فرود آمد.

بعد از نماز بر آن حضرت توسط امام مجتبى(علیه السلام)، مقدارى از زیر تابوت را کندند و قبرى آماده یافتند که داخل آن لوحى مسى یا سفالى بود و بر آن نوشته شده بود: بسم الله الرحمن الرحیم، این قبرى است که نوح پیامبر براى بنده صالح خدا على بن ابى طالب حفر نموده است. بدن مطهر آن حضرت را دفن نمودند و حسب وصیت آن حضرت، قبر مطهرش را مخفى نمودند تا در زمان هارون بر همگان معلوم شد.

فرزندان آن حضرت از همسران مختلف 28 دختر و پسرند. 5 نفر آنها اولاد حضرت صدیقه طاهره فاطمه زهرا(علیها السلام) هستند که عبارتند از امام حسن و امام حسین و زینب کبرى و ام کلثوم و حضرت محسن(علیهم السلام) که در دوران حمل در شش ماهگى توسط منافقین در ماجراى هجوم به خانه امیرالمؤمنین(علیه السلام) به شهادت رسید. حضرت عباس(علیه السلام) و جعفر و عثمان و عبدالله در کربلا به شهادت رسیدند، که مادرشان ام البنین است. بقیه اولاد حضرت از همسران دیگر هستند.

وقتى خبر شهادت امیرالمؤمنین(علیه السلام) به عایشه رسید چنان خوشحال شد که بى اختیار شعرى خواند و سپس گفت: چه کسى على را کشت؟ جواب دادند: ابن ملجم. گفت: خاک بر دهانش مباد (کنایه از اینکه خوب کارى کرد).

در شب 21 ماه رمضان حضرت عیسى بن مریم(علیه السلام) به آسمان برده شد; و در همین شب حضرت موسى بن عمران و یوشع بن نون(علیهما السلام) رحلت نمودند.